تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۳۱ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

***مهربون***

 

یه روز میام به دیدنت

منتظر من میمونی؟

 

خیلی دلم تنگه برات

اینو تو راستی میدونی؟

 

نمیدونم که میدونی؟

برات دلم ذره شده...

 

اما بدون تا عمر دارم

واسه دلم «مهربونی»

 

محمد موسوی

31/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۳۱ | ٤:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

***سادگی را دوست دارم***

 

سادگی را دوست دارم

عاشقی را دوست دارم...

 

سادگی را با تمام سادگی های درونت

عاشقی را با نگاهی مهربان از آن وجودت

 

زندگی را دوست دارم

زنده بودن با صداقت...

 

زندگی آرامشی است از جنس آواز قناری

زنده بودن با صداقت همچو باران بهاری

 

محمد موسوی

31/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢۸ | ٦:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

***نت بی فریب***

 

من تو را بی هوس میخواهم

همچون درختی سر سبز

مثل آسمانی دل یاز

من تو را چون کوه میخواهم

آرام و قدرتمند

من تو را یک رنگ میخواهم

مانند نت  بی فریب...

 

محمد موسوی

28/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢۸ | ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٧ | ٥:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

شبی رؤیایی

در شبی رؤیایی به سراغ  تو می آیم

در کنار برگ های زیر پایت آرام

در هوای نیمه ابری می نشینم

نزدیک ترینم به صدای قلبت

میشود دید چقدر آرامی

از هزاران راه دور آمده ام

تو چقدر زیبایی

گه گاه به تو می اندیشیدم

ولی انگار رسیدم به آنچه در خیالم میگنجید

مرا با آن نگاهت شادمان کن...

محمد موسوی

27/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٦ | ٦:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

توکل به خدا کن

توکل به خدا کن، دل خود را رها کن، بزن به سیم آخر

اگه بازم دلت شکست، فقط خدا رو صدا کن

میدونی که جز خودش کسی رو نداریم

به خودش قسم واسه همینه میباریم...

 

محمد موسوی

26/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٦ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

دلم میخواد تا آسمون قلبت پر بکشم

بیام به شهر عشقت سر بکشم

***

دلم میخواد از اون چشای نازت

یه نقاشی، خوشگل و زیبا بکشم

***

دلم میخواد دوباره اینجا بمونی

واسم ترانه های عشقو  بخونی

***

دلم میخواد یه روز فقط با من باشی

مگر بمیرم که تو تنها بمونی

 

 محمد موسوی

26/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٦ | ۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

بی تاب دیدار روی تو هستم ، چه کنم

عمری است که گرفتار تو هستم، چه کنم

 

نیمه شعبان بر همه عاشقان مبارک

محمد موسوی

26/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٤ | ۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

 

 

***دلم تو رو میخواد***

 

 

 

دلم تنهاست

 

نبینمت دلم میگیره

 

آخه چطور دلت میاد دلم بمیره

 

***

 

دلم تو رو میخواد

 

میخواد پیشت بیاد

 

به تو دلم اسیره

 

***

 

دلم سرده

 

دلم غمگینه ، پر درده

 

دلم بی تو دیگه جایی نمیره

 

 

 

محمد موسوی

24/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٤ | ۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

 

 

پروازلحظه ها

 

گاهی میان ظلمت نا پیداها گم میشویم

 

گاهی تمنا میکنیم از هر کسی

 

تا نشکند دل را میان بی کسی...

 

گاهی لبی را میتوان از جرعه ای سیراب کرد

 

گاهی لباسی نو میشود به تن کرد

 

گاهی به ساز هر کسی باید رقصید

 

گاهی نگاه آشنایی با صدای مهر و الفت تو را میخواند

 

گاهی...

 

گاهی لحظه ها پرواز میکنند...

محمد موسوی

24/4/1390

تقدیم به همه ی دلهای دلگیر



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٤ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

«یابن زهرا، گل نرگس»

 


 

صاحبا مردمکان در هوس روی تو اند

 

نظری کن به کرامت، همه مجنون تو اند

 

***

 

گل رویت ، چه کنم ماه من است

 

ناز چشمت همه راه من است

 

***

 

تو هدایتگر و منجی و دل آرام منی

 

یابن زهرا، گل نرگس، تو مولای منی

نیمه شعبان مبارک

تقدیم به همه منتظران ظهور

محمد موسوی

24/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٢ | ٦:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

به تو محتاج محتاجم...

دلم را لحظه ای نشکن ، به تو محتاج محتاجم

امیدم را نگیر از من ، به تو محتاج محتاجم

نگاه آشنای تو ، تمنای وجود من...

***

بیا تا سر به روی قلب پاک و مهربانت من گذارم

به آرامی نشینم  در کنارت ، لحظه ای من هم ببارم

به تو محتاج محتاجم...

محمد موسوی

22/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢۱ | ٦:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

بی تو با هر آنچه باشم زیبا نیست

بی نگاهت چشمانم دریا نیست

***

از همان روزی که دیدم آن نگاهت

دوری از تو  ، باورم نیست

باورم نیست...

 

سید محمد موسوی

20/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٠ | ٥:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

چگونه از خستگی چشم ها در برابر کامپیوتر جلوگیری کنیم؟

 

 

 

به گزارش نارنجی،امروزه بسیاری از ما ساعات کاری خود را مقابل صفحه مانیتور سپری می کنیم و وقتی به خانه می رسیم هم خستگی تن خود را جلوی صفحه تلوزیون (یا مجددا مانیتور کامپیوتر) به در می کنیم، اما با خستگی چشمهایمان چه کنیم؟

 

خستگی و حتی درد چشمها در برابر مانیتور یکی از شایعترین مشکلاتی است که کاربران کامپیوتر با آن مواجه اند. مساله ای که بعضی وقتها ممکن است حتی مانع از فعالیت عادی و یا خوابیدن هم بشود. شاید شما هم قبلا گرفتار چنین مشکلی شده اید و حتی به دنبال راه حلی برای آن هم گشته اید. اما چه کار باید کرد؟

 

 

 

اولین کار این است که "خستگی چشمها" را بشناسیم. یا آنگونه که این روزها مرسوم است: خستگی چشمها را از نو تعریف کنیم!

 

 

 

چطور از دست خستگی چشم خلاص شویم؟

 

به چشمهایتان زنگ تفریح بدهید: بعضی وقتها بلند شدن از جلوی کامپوتر خیلی سخت است اما بهتر است هر نیم ساعت که با کامپیوتر کار می کنید، چند دقیقه ای به چشمانتان استراحت بدهید، بروید و یک نوشیدنی برای خودتان بیاورید. با کسی که قرار است پروژه ای را تحویلش بدهید کمی تلفنی صحبت کنید. از پنجره به بیرون نگاهی بیندازید یا هر کار دیگری که مستلزم نگاه کردن به صفحه مانیتور نباشد انجام بدهید. چشم شما قدرشناسی خود را نشان خواهد داد و کمتر بهانه خواهد گرفت.

 

 

 

شناخت "خستگی چشمها"

 

تشخیص علائم خستگی چشمها بسیار آسان است، اما چیزی که کمی سخت است، یافتن ارتباط بین این علائم و خستگی چشمهاست. چون این علائم بسیار غیراختصاصی و رایج هستند. مثلا سردرد، احساس سنگینی سر، سرگیجه یا پرش عضلات اطراف چشم و پلک می تواند نشانه ای از خستگی چشم باشد. همچنین ممکن است درد و سوزش چشمها (حتی وقتی که چشمها را می بندیم) و احساس سنگینی چشم و حتی تهوع هم علامت خستگی چشم باشند.

 

 

 

اما مساله این است که ما بیشتر اوقات به جای توجه به این علائم که چشم برای ما می فرستد، آنها را تقصیر کم خوابی یا استرس کار و خستگی روزمره می دانیم و اهمیتی برای آنها قائل نمی شویم.

 

 

 

قانون 20-20-20

 

برای بخاطر سپاری بهتر و رفع خستگی چشمها، عده ای قانون 20-20-20 را پیشنهاد می کنند که به این صورت بیان می شود. هر 20 دقیقه، 20 ثانیه به جایی در 20 قدمی خود نگاه کنید (این 20 قدم چیزی حدود 6-7 متر می شود) اما من ترجیح می دهم این قانون را به این صورت اصلاح کنم: هر 20 دقیقه 20 ثانیه به فاصله دور نگاه کنید و 20 قدم هم راه بروید. اینطوری هم از خستگی چشمها در امان خواهید بود و هم درد کمر و کتف و شانه ها کمتر به سراغتان می آید. چون توصیه شده است که بعد از مدتی نشستن، بهتر است چند قدم راه بروید. 

 

چشمها را باید شست: ‬

 

بله چشمها را باید شست، البته خود چشم بلد است این کار را انجام بدهد. پلک زدن مرتب، عمل شستشوی چشم را با استفاده از ماده پاک کننده و محافظ فوق العاده ای به نام اشک انجام می دهد. اما متاسفانه وقتی به شدت به چیزی خیره شده اید (مثلا یه صفحه مانیتور) دفعات پلک زدن بسیار کم می شوند و این چیزی است که اصلا خوب نیست و بعد از مدتی ممکن است اشک کاربر محترم را در بیاورد. بهتر است گهگاه چشمانتان را برای چند ثانیه ببندید یا چند بار عمدا پلک بزنید.

 

عادت های خوب برای چشم:

 

وقتی شروع به استفاده از قانون 20-20-20 کردید، سعی کنید اینکار را مرتب انجام دهید. در ضمن می توانید این قانون را طوری اصلاح کنید که با شرایط شما سازگارتر باشد. ادامه دار بودن این استراحت بسیار مفیدتر از انجام دقیق آن هر 20 دقیقه یکبار است.

 

 همچنین بهتر است نور صفحه نمایش را متناسب با شرایط خودتان و روشنایی محیط تنظیم کنید. بعضی نرم افزارها مانند

نهایتا اینکه، بهتر است در غیر از ساعات کاری استفاده از صفحه نمایش را محدود کنید. دل کندن از تکنولوژی اطلاع رسانی خیلی سخت است ولی یک قدم زدن معمولی می تواند در سلامت و روحیه شما تاثیری بگذارد که به چند دقیقه دوری از صفحه مانیتورتان می ارزد.

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٢٠ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

***ساحلم باش***

 

آرامش را مگیر از من ای غروب غمگین امروز

 

به طلوع نگاه تو محتاجم

 

سایه بانی باش برای تنهایی هایم

 

که در این شهر تک و تنهایم

 

بی تو اما چه کنم با غم در فردایم

 

ساحلم باش که ز موجت نفسی تازه کنم

 

در پناهت به گل باغ نگاهت برسم...

محمد موسوی

20/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٧ | ۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

***صاحبا***

 

گل رویت همه هستی من است

 

ناز چشمت می و مستی من است

 

***

 

صاحبا مردمکان در هوس روی تو اند

 

نظری کن به کرامت که دلخون تو اند

 

***

 

تو هدایتگر و منجی و دل آرام منی

 

قدحی ده به سعادت که مولای منی

 

 

 

محمد

 

17/4/1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٢ | ٥:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

ما در این جمله زمان گم شده ایم

همدم پچ پچ مردم شده ایم



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٠ | ٥:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

***ای نگار دلربا***

 

ای نگار آشنا، پیش چشمانم بیا

آسمان قلب من، ناجی دنیای ما

***

با ظهورت رخ نما، ای دعایت جان فزا

مهدی صاحب زمان، ای نگار دلربا

***

انتظارت در دل است، دوری ات بس مشکل است

حب تو در دل بود، غیر تو ، کل باطل است

***

 

               عصر جمعه-تقدیم به مهدی فاطمه(عج)

                             سید محمد موسوی

                                  10/4/1390

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٧ | ۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

شاید کنار آشیانت من بیایم

شاید به یادت سایه بانی من زنم در خلوت خود

شاید که روزی سر زند خورشید دیدار

امیدم اینست ...

تا بیابم ذره ای از بوی خوبت، ای هستی ام

خدایا...

خدایا...

خدایا...

راهی ام کن

از این شهر غریب

تا دور دست شهر یارم

 

سید محمد موسوی

7 تبر-1390

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٥ | ٦:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

کاش میشد...

کاش میشد با نگاهت تا به اوج آسمان رفت

عاشقانه زندگی کرد،

قدر گل را ما بدانیم ، قبل از آنکه او بمیرد

تا که روزی ما نمانیم دور از آن بوی خوبش

کاش میشد تا که روزی

ساده باشد خواهش ما

و نباشد دلها اینقدر کوچک

کاش میشد...

سید محمد موسوی

5 تیر ماه 1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱ | ٦:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

میخواهم تلاش کنم

میخواهم بخواهم تا بکوشم و بیابم

میخواهم بدام تا برسم و نمانم

میخواهم تلاش کنم تا بدست آورم آنچه که در صندوقچه ی رویا هایم پرورش داده ام...

 و میخواهم به ساحل آسایشم نزدیک تر شوم.



  • بهاران دانلود | کوفه