تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۳٠ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

 تاریخچـه ای از شـب یلــــدا و گرامیـداشت آن...

یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است. واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید (مهر و میترا) و رومیان آن را (ناتالیس انویکتوس) یعنی روز (تولد مهر شکست ناپذیر) می نامند.

 

شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان نزدیک به هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

 

در این جستار از سخنرانی دکتر جنیدی و دکتر کزاری برداشت هایی شده که : جشن شب یلدا، همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دورهم برگزار می شود.

 

 

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

 

یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگویی خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپیده برسانند. در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه و انار در شب یلدا جزو آداب و شیوه ی آن نباشد.

 

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در "خرم روز" مکرر می شود. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست.

 

یلدا نام فرشته ای است، بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره

یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود

با اولین شب پاییز آمده بود

و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید

تا آدمها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند

یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت

و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد

گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد

یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

آتش که می دانی، همان عشق است

یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد

آتش در وجود یلدا بارور شد

 

فرشته ها به هم گفتند:

یلدا آبستن است. آبستن خورشید

و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد

و شبی که آخرین قطره را ببخشد

دیگر زنده نخواهد ماند

 

فرشته ها گفتند:

فردا که خورشید به دنیا بیاید یلدا خواهد مرد

یلدا آفرینش را تکرار می کند



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۳٠ | ٦:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

" شب یلدای ما با ظهورت پر نـــــورمی شود "

کنار سفره امشب

بیا با ما بخوان ای یوسف زهــــــــــرا

ظهورت نیز نزدیک است ، می دانیم آقا

دعایی کن برای ما

بخوانید عاشقان امشب در این ساعات زیبا

که ای مهتاب ناب و عالم آرا

بیا یابن الحسن دلدار دلهــــــــــــا...

***

یادش بخیر اون قدیما

شبای شادی و غمها

تا می رسید یلــــــدای ما

جمع می شدیم تو خونه ها

 

مادر بزرگ، پدر بزرگـــ

هر دوتا با بچه هاشون

خیلی تماشایی بودن

چه خوش بودیم کنارشون

 

یادش بخیر مادرمون

وقتی که یلدا می اومد

می گفت که بچه های من:

"کاشکی که آقا می اومد"

 

 سید محمد موسوی

1390/9/30



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٦ | ٧:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

روستای من سوزن

 

 

قلعه کاج( این قلعه در ابتدای روستای سوزن قرار دارد)

 

 تابلوی ورودی روستای سوزن


کوه شاهنجرین

 

 این هم کانون فرهنگی و هنری امام خمینی(ره) روستای سوزن

 

 کوچه باغ روستای سوزن


درخت گردو


چشمه


سید محمود موسوی و محمد جعفری


محمد محمدی و من

 

 

و این بود روستای من...

 عکس ها : توسط سید محمد موسوی



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢۳ | ٥:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

"یاد آن خانـــه"

 

کوچه های ما زیبــاست

کوچه هایی شاد

 سرشار از رؤیــاست،

یاد آن ایام

در کنار بازیها

تا غـــروب و تاریکی

تصویرش  در دلــــهاست،

یاد آن خانـــه

ماًمن تنــهایی

در حیــــاط دل

جای تـــــــو خالـــــیست...

سید محمد موسوی

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٠ | ٧:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

"نگاهم کن"

صدایم کن ، نگاهم را ببین ای مهربانم

صدایم خسته است از درد دوری و فراق هم زبانم

تو می دانی، تو می فهمی که آرامش ندارم

فقط تو می توانی که ببینی بی قرارم

نگاهم کن ، نگاهت را خریدارم

که من عمری به تو عشق بدهکارم

چه می گویی تو ای گنجشک خسته

تو هم یارت با کسی دیگر نشسته...

کنار سنگدلی های زمونه

ببین ای هم نفس این دل چه خونه...

سید محمد موسوی

1390/9/20



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٠ | ٧:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

" انتظار "

به هر سو رفته ام دیدار خوبت

نصیب چشم بیمارم نگردید

شدم آواره دشت و بیابان

تمام این جهان آواره گردید

به یمن آن گل ناز وجودت

بیا تا من بیفتم در سجودت

تقدیم به مهدی فاطمه(عج)

سید محمد موسوی

1390/9/20



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۸ | ۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

"هنگامه ماتم"

 راه را باز کنید هنگامه ماتم است

ایام ماتم و عزای خدا محرم است

بال بگشایید و باز پرواز کنید

این ماه خدا ، ماه غم است

هر قدر سینه ی خود سرخ کنید برای حسین

ای عاشقان بدانید باز کم است

زان لبهای تشنه بحر فرات یاد کنید

نام «حسین ابن علی» اسم اعظم است

 

سید محمد موسوی

سوم محرم 1433- 8 آذر 1390



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/۱ | ٥:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

"بشنو صدای کبوترخود را "

تو را در بین ستاره های آسمان جستجو می کردم
که ناگه با هجومی سنگین
پا به روی قلبم گذاشتی
و کلبه آرزوهایم را ویران ساختی
من با تمام وجودم منتظرت بودم
ولی افسوس که با طوفان احساست
فصل خزان درخت عاطفه ام را نشانم دادی
کمی با من باش
با من شکسته پر
با من شکسته بال
از آن صدای خواهش کبوتری خسته
بشنو صدای کبوترخود را...
من آن بید مجنونم
همان عاشق...
سید محمد موسوی



  • بهاران دانلود | کوفه