تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

بحبوحه بازار

 

دوباره می نویسم

از دل تنگی

از این روزمره گی ها

و از این تکرار زندگی...یا زندگی تکراری..

اینجا عاشقی زیبا نیست

به آن بد می نگرند

چندی است نفسم گرفته از تنفس در این شهر

در این شهر آلوده، دل گیرم دل تنگم

زندگی بدون نفس امانم را بریده ، مبهوتم کرده است

من در این بحبوحه بازار زندگانی ، بس حیرانم...



تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٢ | ٤:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت...


 سلام؛

ایام محرم امسال بود که دوستی پرسید:

برای محرم شعر نگفتید؟

عرض کردم چرا دارم می نویسم...

امروز نوشتم...

تقدیم می کنم به بهترین ارباب دنیا

و عاشقان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)...

 

شور و حالم می دهد این شور و شین

تا نفس دارم فقط گویم حسین

یا حسین ای قبله گاه عالمین

یا حسین و یا حسین و یا حسین

هر که شد راهی شهر کربلا

می شود زائر و مهمان خدا

آرزویم دیدن کرب و بلاست

وقت دیدار تو دیدار خداست



تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ | ٦:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

کسی نیست

 

کسی نیست

دلی نیست

کسی یا نفسی نیست

بداند

بفهمد

که اینجا

کسی هست...



تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/٢ | ٤:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

دیشب داشتم عکس های سال های گذشته رو مرور می کردم

که یه دفعه به چند تا فیلم خوردم .

سه 4 تاشون واسه تولد های قدیمیم بود.

تقریبا واسه 7 یا 8 سال پیش ... خیلی برام جالب بود...

یادش بخیر.. چقدر  قیافه ها نسبت به اون سالها تغییر کرده..

ای روزگار ...چیکار می کنی با ما آدم ها...



  • بهاران دانلود | کوفه