تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٧ | ٤:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

سلام به دوستان عزیزم؛

امروز که اومدم سر کار تصمیم گرفتم یه چیزی بنویسم که به نظر خودم جالبه...

میدونید چی می خوام بنویسم؟ چند روزه که چند تا از دوستانی که به من لطف دارن و از بقیه دوستان با معرفت ترند، چند بار بهم گیر دادن که آقا شما چرا وبلاگتو به روز نمیکنی و این حرف ها... منم دلیلشو بهشون گفتم اما خواستم اینجا هم بنویسم که هم برای خودم یادگاری بمونه این محبت اونها و هم اینکه دوستان خوبم رو از نگرانی در بیارم و وبلاگم هم به روز شده باشه. خلاصه با یه تیر مشقی چند تا کار کرده باشیم. اینجاست که شاعر میگه (یعنی خودم) ای کسانی که به یاد آوردید دوست خود راو ای کسانی که اومدید و با نظرهای گرمتون جویای احوال من شدید... من دست شما رو ، دست تک تکتون رو میبوسم... البته دخترارو از روی چادراشون و اونایی که مانتویی هستند رو از روی آستین (شوخی) ...

حالا الان که چی این همه حرف زدی آقای سید محمد موسوی ؟؟؟؟ ها؟؟؟؟؟؟؟؟

خودمم نمی دونم...

ولی خدایی دوستای خوب نعمتند...

البته یادی هم از دوستای قدیمیم می کنم که پارسال پیارسال با معرفت تر بودند ...

ولی اسم نمی برم(خودشون می دونن کیا هستند...)

یادشون بخیر... روزای روشن خداحافظ ...

به قول شاعر و اون خواننده :

زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا

بس که ما دنبال زندگی دویدیم برید این دل  ...



  • بهاران دانلود | کوفه