تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۸ | ٧:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

"برگ"

برگ خشکیده و زردم

همچو ابری تک و تنها

و گناهم این است:

" نگاهی به خورشید کردم "

 

مرهم من کجاست؟

او به تنهایی من پی برده

و در این نزدیکی،

قصه من ترک ها خورده..

 

آه چقدر خشک شدم

کمی خسته، پژمرده و بی تاب

کاش بهارم آید

که نمیرم اینجا

من دگر آب شدم ...

سید محمد موسوی



  • بهاران دانلود | کوفه