تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ | ٥:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد موسوی

 

" نا گفته ها "

نا گفته ها یم را بر کاغذی کوچک نوشتم

نا خواسته قلم  نام تو آورد

ناگه، به درد آمد کاغذ های دفتر

به زیر این قلم آهی کشید و

نمی دانم چه شد دیگر از آن پس...

نوشتم اینچنین بر روی کاغذ:

قلم بر کاغذ خشکیده ،  تر شد

به راه افتد رود قصه هایم

تو میدانی ز درد در درونم؟

تو میدانی که با غم من چه کردم

و میدانی سراپا آه و دردم؟

و کاغذ پاسخی در بر نداشت و

فقط گفت که دیگر جا ندارم

سید محمد موسوی



  • بهاران دانلود | کوفه