خانه ای خواهم ساخت

خانه ای خواهم ساخت


خانه ای می خواهم

لا به لایش احساس

جنس دیوارش دل

فرشش از جنس بلور

درب آن آزادی

شهر آن بارانی

خانه ای خواهم ساخت

من خودم می دانم

آرزویم این است

مردمانش یک رنگ

آسمانش خوش بو

خانه ای خواهم ساخت

من خودم می دانم

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا و ماهی ها

خانه تو که نمیتونم تصور کنم ولی مردمانت دوره من پره . تور بیار صید کن . همه با معرفت و مهربون یک رنگ یه وضعی اصن

ای پسر عمو جون بساز ببینیم چه طوریه

ساحل

[گل]خانه ای خواهم ساخت دور از این شهر شلوغ خواهم رفت از این تنهایی روستایی دارم در دل مردمانش یکرنگ عاشقند ...عاشقی حقیقی

عليرضا

گنجشکی برسر جنازه گربه ای میگریست…
 که خدایا اکنون با اینهمه زندگی چه کنم…؟ [افسوس]

elena

به درخت نگاه کن... قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند؛ ریشه هایش تاریکی را لمس کرده ... گاه برای رسیدن به نور؛ بایـــــــــد از تاریکیها گذر کرد ....

صبا

[گل][گل][گل] خانه ای می خواهم / لا به لایش احساس

m.z

اپیدوووووووووووووووووووووووووووووو[نیشخند]

فائزه

به خاطر بسپاریم که ، همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است ؛ آرام، بی صدا، همیشگی ...[گل]

مهتاب

[گل] بسیار عالی و زیبا بود