یک بهار و صد بهار

دل نوشته های محمد:


یک بهار و صد بهار
می نشیند در کنار صندلی های خیال...
می زداید هر چه زشتی است ...
می کشاند بهر هم ، دلهای عاشق را بهار...

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یلدا سلیمانی

سلام با سپاس فراوان بسیار ممنونم واقعا زحمت کشیدید وب بسیار زیبایی دارید دست گلتون درد نکنه [گل][گل][گل]

یلدا سلیمانی

سلام دوست عزیز وقتتون بخیر وبت را با افتخار لینگ کردم موفق باشید [گل][گل][گل]

مریم

زخــمهـایــم به طعنـه مـی گــوینــد : دوستــانــت ، چـــقدر بـــانمـــک انـــد…..

مریم

تشکرکه سرزدین.وب زیبایی دارین[گل]

مهدخت

چقدر زیبا نوشتین واقعا لذت بردم

مهتاب

سلام. سال نو مبارک امیدوارم سال خوب و خوشی رو پیش رو داشته باشید وبلاگ قبلیم حذف شده دلیلشو نمیدونم فعلا منو با این آدرس جدید لینک کنید تا ببینم سرنوشت اون یکی چی میشه ممنون

ساناز

سلام ممنون از حضورتون زیبا بود[گل]

مهدخت

این عصرهای بارانی عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …! گـوئـی … تـو اتـفاق می افـتی و مـن دچـار می شـوم … تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود …

پروین

سلام من همیشه فکر میکردم فقط خودم این سبک رو تو وبم خلق کردم[خنده] . ممنون که تشریف اوردید . شعرهاتونو دوست داشتم . موفق باشید [گل]