کویـــر

 

 

" کویـــر "

 

در کویـــر زندگی آهسته زانو می زنم

دل خوشم تا که بنوشم جرعه ای از زندگی

خشک خشـــکم در گلویـــم آه و آه

سرد سردم ، در کویـــرم ای خـــدا

محمد موسوی

/ 26 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

غمگین و گرفته . کی حالتو گرفته ؟

باران

سلام خوبی؟ چقدر خوب که راجع به کویر هم مطلب نوشتی متن زیبایی نوشتی، عکسی هم که انتخاب کردی قشنگه[گل] من یه جورایی کویرو خیلی دوست دارم چون آرامشی که بهم دست میده باعث میشه که بشتر به خودم واطرافیانم فکر کنم...

مرغان شاخسار طرب

تن محنت كشـي ديــرم خدايا دل حسرت كشي ديـرم خدايا ز شوق مسكـن و داد غريــبي بســـينه آتشي ديــرم خــدايا تو دوري از برم دل در برم نيست هـواي ديگري اندر سـرم نيسـت بجــان دلبرم كـــز هـر دو عـــالم تمنــاي دگـر جــز دلـبرم نيسـت

گلسا

کاش وسعت عشق ادما به وسعت کویر بود ممنون ازحضورتون

سید مهدی رضوی

راستی شرمنده کامنت قبلی رو میخواستم به کسی دیگه بفرستم اشتباهی به شما ارسال شد/آدرس هیئت رو گذاشتم برای آشنای بیشتر/یاعلی مدد(پایگاه مداحی کربلایی محسن احمدی) {هر کس بر این لباس عزا طعنه میزند=فردا برای یک نخ آن هم،اسیر ماست} http://heiat110.lxb.ir/page.php?p=1

مائده آسمانی

باسلام به به... چه شعرقشنگی...و... بعدازمدتی منورکردید! خیلی خوشحال شدم دوباره اومدم واینکه شمام تشریف آوردید... موسیقی وبتون منومی بره خیلی جاها... نمی دونم بگم یادش به خیریا... [گل]

سارا

به سرنوشت بگویید: اسباب بازی هایت بی جان نیستند! آدمند... ‌می شکنند، آرامتر!