برای تو می نویسم

 

 

" برای تو می نویسم "

 

برای تو می نویسم

چند خطی خط خطی

چند سطری از دلم

چند حرف گفتنی

می نویسم از چشمهای مهربانت

از نگاه پر ز احساس

لطف تا به آسمانت

تو عطا شدی به جانم

از خدای مهربانم

تو بهاری ، سبز سبزی ، تو برای آمدن در دلم غوغا کردی

به تو که می اندیشم ، دانه دانه خاطره هایت قفس قلب مرا می کوبند

و صدای نفست در گوشم...

به مناجات خدا نشسته ام

که کنم شکر خدا را ز آمدنت

چه شکوهی دارد این مناجات خدا

سایه ات کنار من و خودت در جانم

ابر های آسمان قلب تو را می خواهم

ابر هایش پر باران تو است

آسمانش می برد برگ برگ زندگی را به تجلی خیال عشقت...

روزها می گذرند

سن و سالی که پر از خاطره هاست

و در این حادثه ها

چه کسی خواهد ماند؟

دل من که ، به هوای آسمانت به هوا می پرد


سید محمد موسوی

/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

قلبمو قلقلک داد! خیلی زیبا و احساسی! موفق باشید

شهاب

گلومو بغض و گریه خسته کرده...!

فتاحی

بلاخره یه کم دوز ناامیدی و فراقش کم شد !!![چشمک]قشنگ تر از یکی دو تا پست اخیر بود [چشمک]

انديشه

شما پيوسته در ياد همه هستيد...

انديشه

شما پيوسته در ياد همه هستيد...

فروغ..

چه با احساس و خوب بود....[رویا]

فاطیما

در میان دست هایت عشق پیدا می شود زیر باران نگاهت نسترن وا می شود با عبور واژه ها از گوشه ی لب های تو مهربانی های قلبت خوب معنا می شود

ساحل

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگردبی سامان هزاران لیلی راکو به کو دیوانه کردم[لبخند]

اسماعیل

[گل]سلام .. دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی رروانه دریایت کنم که بدونی سید جان دل تنگتم.... یا حق[گل]